- شاید تنها خبری که میتوان گفت جی تی ای باز ها را ناراحت کنه خبر انتشار آن در سال ۲۰۰۸ باشد راک استار اعلام کرد به خاطر حجم گسترده ی کار و انتشار آن برای دو کنسول و مشکلات استدیوی تیک تو جی تی ای سال دیگر منتشر خواهد شد.
- رزیدت اویل ۵ بازهم دردسر ساز شد.دموی کوتاهی که از این بازی منتشر شد نشان می داد که کریس قهرمان داستان به مردم سیاه پوست یک روستا در آفریقا شلیک می کند که آنها تبدیل به زامبی شده اند. و این باعث برانگیخته شدن احساسات طرفداران ضد نژاد پرستی شده است.
- بسته مکمل جدیدی برای World Of Warcraft منتشر خواهد شد که نام آن Warth of thelich king است و احتمالا در اواسط سال 2008 منتشر خواهد شد.
- شاید تکاندهنده خبر پایین آمدن ۵۰ دلاری قیمت ایکس باکس ها باشد مایکروسافت طی اقدام غیر منتظره ای قیمت این کنسول را دو روز پیش ۵۰ دلار کاهش داد البته قیمت این کنسول در کشور ما به ۵۵۰ هزار تومان هم طی چند روز پیش رسیده بود.
این داستان که داستان شماره ی 4 بازی پرطرفدار شاهزاده ی ایرانی هست توی خود فروم یوبی نوشته شده بود.اما عجیب اینه که خود یوبی هنوز خبر انتشار بازی POP 4 رو به هیچ وجه تایید نکرده.
داستان پرینس به اونجا رسید که پرینس وزیر رو نابود کرد و خنجر زمان رو به روح ملکه ی زمان سپرد تا به جزیره ی زمان برگردونده بشه.نیمه ی تاریک پرینس هم نابود میشه و در واقع پرینس از تمامی رنج و عذاب هایی که به خاطر آن استباه بچه گانه دچارش شده بود رها میشه.
در این نسخه هم همانند T2Tداستان با فرجام زندگی پرینس آغاز میشه.
یعنی جایی که پرینس با فرح ازدواج می کنه و پس از متحد کردن پرشیا و هند بابیلون رو مرکز فرمانروایی خودش قرار میده و پیشگوی خودش رو هم به عنوان وزیرش انتخاب می کنه.
داستان با خوبی و خوشی ادامه پیدا می کنه تا جایی که پرینس یه شب تو خواب میبینه که به کشورش حمله کردن و همه جا رو نابود کردن.
پرینس به خیال اینکه این خواب از اثرات ماجرای شن های زمانه توجهی به خواب نمی کنه.اما مدتی بعد پرینس متوجه میشه که نمی تونه بچه دار بشه و در واقع نسلش منقرض خواهد شد!!!
پرینس بعد از اینکه می بینه که حتی بزرگترین طبیب های بابیلون هم نمی تونن کاری براش بکنن متوجه میشه که خوابش بی ربط نبوده.به همین دلیل پیش وزیرش میره و خوابو براش تعریف می کنه.اما می بینه که وزیر یه هو آشفته و سرگردان به اینور و اونور می دود.وثتی تعبیر خوابشو از پیشگو می پرسه پیشگو بهش میگه که نفرین شن های زمان همچنان گریبانگیر کسی است که اونا رو آزاد کرده و این نفرین اینه که تو دیگه نمی تونی بچه دار بشی.
پرینس هم با شنیدن این سخنان سخت آشفته و مضطرب میشه و بدون هیچ هدفی سپاهی رو جمع آوری می کنه و به کشور همسایه ی ایران(که اسمی ازش برده نشده) که دشمن اصلی پرشیا بوده هم حمله می کنه.اما طبق خوابی که دیده بود شکست سختی می خوره و تا مرز جنون هم پیش می ره.
و پیشگو که می بینه هیچ راه دیگری برای کمک به پرینس نیست مجبور میشه راه حل اصلی رو به پرینس بگه.اون به پرینس میگه که باید شن های زمانو دوباره آزاد کنه تا طلسم از بین بره و اون قدرت باروریشو به دست بیاره.
اما پرینس که نمی خواست دوباره خودشو درگیر ماجرای شن های زمان کنه قبول نمی کنه.اما در این بین فرح که نسل پرینسو در حال نابودی می بینه و از طرف دیگه اضطراب و ناامیدی پرینس رو می بینه بهش اصرار می کنه تا بالاخره پرینس دوباره راضی میشه که شن های زمانو آزاد کنه.
پرینس و فرح با هم به سمت جزیره ی زمان حرکت می کنند تا خنجر زمانو که کلید آزاد کردن شن های زمانه رو به دست بیارن.اما بی خبر از اینکه اونا باید خنجرو از روح کایلینا که دوباره تحت تاثیر شن های زمان تبدیل به اون ملکه ی بدجنس شده بود بگیرند.
پرینس با ارتش قدرتمندی به سمت جزیره ی زمان پیش می ره که در بین راه و در حین جنگ هایی که با سربازهای تاریکی داشته تعداد زیادی از سپاهیانش کشته می شن و پرینس و فرح تقریبا تنها به جزیره ی زمان می رسند.
سربازان کایلینا هیچ آسیبی به پرینس نمی زنن و اونو راحت پیش خنجر زمان می برن...پرینس در اونجا مجبور میشه با روح کایلینا بجنگه که در این جنگ هم شکست می خوره و به ناچار مجبور میشه شرط کایلینا رو برای به دست آوردن خنجر قبول کنه.
یعنی زنشو بکشه تا بتونه شن ها رو آزاد کنه که البته در آن صورت کایلینا دوباره به همان دختر زیبا تبدیل می شد و با پرین ازدواج می کرد.
پرینس هم فریب می خوره و فرح رو به ته دره پرتاب می کنه و برای اینکه به چنگ کایلینا نیفته شبانه شن های زمان رو آزاد می کنه و به بابیلون بر می گرده...زمان به عقب بر میگرده و فرح زنده میشه و پرینس هم قدرت باروریشو به دست میاره.
پس از یک سال پرینس و فرح صاحب اولین فرزندشون که یک پسره میشن.
در شب تولد هفده سالگی پسر پرینس که مثل خودش قوی و انعطاف پذیره پرینس خواب می بینه که پسرش میمیره و پیشگو خوابشو اینجور تعبیر می کنه که یا پرینس یا پسرش تا یک سال بعد میمیرن.
پرینس باز هم آشفته میشه و این بار کایلینا خودشو به شکل یه پیرزن در میاره و یه معجون به فرح میده و بهش میگه که اونو تو غذای پرینس بریزه تا از این آشفتگی نجات پیدا کنه.
فرح هم این کارو می کنه و می بینه که پرینس در حالی که خون از همه جاش بیرون میاد به حال مرگ روی زمین افتاده.فرح هم که متوجه میشه که گول خورده شیشه ی سم رو سر میکشه و در کنار پرینس روی زمین می افته و هردو در کنار هم می میرند.... .
پس از مدتی که عزاداری مردم برای پرینس و فرح تموم میشه پرینس کوچک(پسر پرینس) تصمیم می گیره که به جزیره ی زمان برسه و انتقام پدر و مادرشو از کایلینا بگیره...این در حالیه که با شکافی که توی خط زمان افتاده پرینس دوباره خطر حمله ی داهاکا رو دنبال خودش احساس می کنه... .
پرینس کوچک در این داستان به یک باره با یک دختر که اتفاقا قصد انتقام گرفتن از پرینس بزرگو داشته(احتمالا دختر وزیر) آشنا میشه و بدون اینکه اسمشو به اون بگه تیروکمان مادرشو به اون میده و اونو با خودش همراه می کنه... .
اگر که تعداد کمی زامبی در یک بازی مانند Resident Evil بتوانند فضایی آن چنان هیجان انگیز را ایجاد کنند، وجود هزاران زامبی با هم می تواند بازی ای خارق العاده را پدید آورد. این ایده ای بود که Capcom، شرکت پیش کسبت در امور مربوط به زامبی ها، تصمیم به پیاده کردن آن در بازی ای به نام Dead Rising را گرفت. یک بازی انحصاری برای Xbox 360 که پا به پله ای فراتر گذاشته است. بازی ای که می توان گفت، اکشن خالص است. این بار شما تنها با چندین زامبی احمق روبرو نیستید بلکه با هزاران زامبی احمق روبرو هستید که تنها قصدشان کشتن شما است. آماده باشید تا با "کابوس زامبی ها" دست و پنجه نرم کنید!
بازی Dead Rising زمانی را نشان می دهد که زامبی ها نیز برای خود شهری دارند. شهری به نام Willamette که برای آسایش بیشتر زامبی ها در آن، به شدت توسط نیرو های نظامی محافظت می شود و هیچ انسانی حق ورود به آن را ندارد. اما برای اینکه سازندگان برای ساخت بازی سوژه ای داشته باشند، شخصی به نام Frank West تصمیم می گیرد که وارد این شهر شود. فرانک یک عکاس واقعه نگار است که برای خود کار می کند. او تصمیم دارد که از این راه کمی شهرت کسب کند. از آنجایی که تمام مسیر هایی که به این شهر می رسند محافظت می شوند، فرانک با یک هلکوپتر بر فراز آسمان شهر پرواز می کند و بعد از گرفتن چندین عکس از زامبی هایی که باعث خرابی شهر و از بین رفتن مردم آن شده اند، برروی پشت بام یک فروشگاه فرود می آید. فروشگاه بسیار بزرگی که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد در آن یافت می شود. طبق قولی که خلبان هلکوپتر به فرانک می دهد، او بعد از گذشت 72 ساعت باز خواهد گشت تا فرانک را با خود ببرد. حال فرانک 72 ساعت ( 3 روز!) وقت دارد تا هر کاری که می خواهد در شهر انجام دهد.
گذشت زمان در Dead Rising بسیار سریع تر از دنیای واقعی است. به طوری که 3 روزی که شما در شهر مردگان به سر می برید، تنها چیزی حدود 15 ساعت از وقت شما را می گیرد. در طول این زمان شما کاملا آزاد هستید و می توانید کار های مختلفی را انجام دهید. اگر به اکشن خالص علاقه دارید، مطمئنا بهترین راه پیش روی شما برای گذراندن زمان، کشتار زامبی ها است که کار بسیار لذت بخشی هم است. شاید هم به عکاسی علاقه داشته باشید و ترجیح دهید که صحنه های به یاد ماندنی که در شهر می بینید را با عکس های خود ثبت کنید. پیدا کردن بازماندگان و ارتباط با آن ها نیز راه دیگری برای گذراندن زمان در بازی است. شما حتی می توانید کل سه روز را در همان پشت بام ابتدای بازی بمانید.علاوه بر کار های ذکر شده معمایی نیز برای بازی در نظر گرفته شده است که می توانید برای حل آن تلاش کنید : این زامبی ها از کجا آمده اند؟. حل این معما شما را به سمت قسمت داستانی بازی می کشاند.
فرانک از همان اوایل که کم کم با شخصیت های کلیدی بازی آشنا می شوید، خود به خود در راه کشف حقیقت قرار می گیرد. اگر شما بخواهید می توانید تحقیقات خود در مورد زامبی ها و چگونگی پیدایش آن ها را ادامه دهید. البته این کار چندان آسان نیست و شما برای به دست آوردن اطلاعات جدید مجبورید خود را در زمان معین به مکان درست برسانید. متاسفانه اگر که دیر به یکی از مکان ها برسید، رشته تحقیقات از دستتان خارج می شود و دیگر نمی توانید ماموریت های بعدی قسمت داستانی را انجام دهید. برای جالب تر شدن بازی سازندگان در کنار ماموریت های اصلی قسمت داستانی، ماموریت های فرعی ای نیز در بازی گنجانده اند که می توانند حقایق بیشتری را برای شما آشکار کنند.
در Dead Rising شما می توانید از هر سلاحی که بتوانید فکرش را بکنید، استفاده کنید. سلاح هایی که در فروشگاه بزرگ شهر آن ها را خواهید یافت. اگر به کار های باغبانی علاقه دارید یکی از بهترین گزینه ها برای شما، قیچی باغبانی است که با آن به راحتی می توانید بدن زامبی ها را به چند قسمت تقسیم کنید. موارد دیگر باغبانی از قبیل بیل و کلنگ نیز در بازی موجود است تا بتوانید راحت تر کار خود را انجام دهید. ممکن است که شما به ورزش علاقه داشته باشید. سازندگان فکر این قسمت را نیز کرده اند و وسایل ورزشی را نیز به عنوان اسلحه در بازی گنجانده اند. شما می توانید یک توپ فوتبال را به سمت صورت زامبی ها بشوتید یا اینکه یک چوب گلف بردارید و هر زامبی ای را که سرراه دیدید با توپ گلف عوضی بگیرید. برای دوستداران موسیقی نیز وسایل چون گیتار در نظر گرفته شده است تا بتوانند برای یکبار هم که شده به جای نواختن موسیقی، از وسایل موسیقی به عنوان گرز استفاده کنند! وسایل الکترونیکی چون تلویزیون نیز در بازی گنجانده شده اند. سازندگان از آنجایی که می دانستند همه بازیکنان به جارو هم علاقه دارند، این سلاح فوق العاده را در بازی گنجانده اند تا نشان بدهند که چقدر پرکاربرد است! از دیگر سلاح هایی سرد که در بازی وجود دارد می توان به شمشیر، ماشین چمن زنی، سطل های زباله، بشقاب های غذاخوری، گلدان ها، وسایل خانه، اره برقی، بشکه ها و صد ها شی دیگر اشاره کرد. علاوه بر سلاح های سرد، در بازی شما می توانید از سلاح های گرم نیز استفاده کنید. سلاح هایی مثل کلت های کمری، شادگان، مسلسل ها و تک تیر انداز ها که استفاده از آن ها می تواند شما را در نابود کردن زامبی ها بسیار یاری دهد.
در بازی نوع استفاده از سلاح ها بسیار جالب است. شما می توانید یک ماسک را برداشته و بر سر یک زامبی بگذارید تا دیگر جایی را نبیند. اگر هم بتوانید روغن به دست آورید، می توانید با خالی کردن آن برروی زمین کاری کنید که زامبی ها لیز بخورند و به شدت با زمین برخورد کنند. شاید هم بخواهید یک بشکه پر از گاز را به طرف زامبی ها بیندازید و سپس آن را بترکانید. اگر هم که دوست داشته باشید می توانید با دست خالی و بدون هر گونه اسلحه سرد یا گرم به سراغ زامبی ها بروید و با بهره گیری از هنر رزمی کشتی کج که فرانک به مرور زمان آن را می آموزد، زامبی ها را از پا در آورید. حرکات کشتی کجی که فرانک می تواند انجام دهد واقعا جالب و متنوع هستند.
در بازی بیش از صد بازمانده در شهر زامبی ها وجود دارند. هر یک از این بازماندگان مشکلات خاص خود را دارند. بعضی از آن ها فقط ترسیده اند، عده ای دیگر به دنبال خانواده خود هستند، تعدادی عقل خود را از دست داده اند، گروهی دیگر نیز دشمن شما هستند و قصد جانتان را دارند و بقیه هم مشکلات مختلف دیگری دارند. دسته ای از بازماندگان هم هستند که اطلاعات مفیدی دارند که می تواند به پیشرفت شما در قسمت داستانی کمک کند. حال این شما هستید که می توانید تصمیم بگیرید که با بازماندگانی که پیدا می کنید چه کنید. می توانید به آن ها کمک کنید، رهایشان کنید یا حتی آن ها را بکشید.
اگر شما قصد کمک به بازماندگان را داشته باشید، به طور معمول مجبور می شوید که آن ها را تا مکانی خاص اسکورت کنید و نگذارید که زامبی ها آسیبی به آن ها برسانند. اگر که بازمانده مورد نظر صدمه دیده باشد کار شما مشکل تر هم می شوید. به طوری که مجبور می شوید او را برروی شانه های خود قرار بدهید و پس از مدت زیادی حمالی به مکان مورد نظر برسانید. خوشبختانه دسته دیگری از بازماندگان هم وجود دارند که می توانند پایاپای شما با زامبی ها مبارزه کنند و آن ها را از بین ببرند. در کل وجود تعداد زیادی بازمانده در شهر که هر کدام کار خاصی از شما می خواهند واقعا به جذابیت بازی کمک بسیاری کرده است.
فرانک در بازی می تواند سوار وسایل مختلفی شود. مطمئنا کنترل یک اسکیت برد و اجرای حرکات نمایشی مختلف با آن واقعا جالب و لذت بخش است. مخصوصا که می توانید مهارت خود در کار با اسکیت برد را به رخ صد ها زامبی ای بکشید که همیشه در اطرافتان هستند. موتور سواری با سرعت بالا و لایی کشیدن از بین زامبی ها نیز می تواند سرگرم کننده باشد. شاید هم دوست داشته باشید یک ماشین مثل کامیون را بردارید و با آن تا جایی که می توانید زامبی ها را له کنید و از این که ببینید زامبی ها چگونه له می شوند، لذت ببرید و از اینکه یک زامبی کش حرفه ای هستید به خود ببالید.
در Dead Rising تعداد معینی جا برای اشیایی که شما به دست می آورید در نظر گرفته شده است. بنابراین می توانید در یک زمان چندین سلاح را به همراه داشته باشید تا در صورت از بین رفتن یکی، از بقیه استفاده کنید. علاوه بر سلاح ها، شما می توانید خوردنی ها و نوشیدنی هایی را هم پیدا کنید که به شما کمک می کنند تا جان از دست رفته خود را باز یابید. هر کدام از این اشیا خوردنی و نوشیدنی می توانند مقدار خاصی از جان شما را پر کنند. اما اگر بخواهید می توانید با ارتقا دادن آن ها، مقدار بیشتری از جان خود را پر کنید. برای مثال اگر یک غذای سرد را با هر وسیله آشپزی ای که بتوانید، گرم کنید، جان بیشتری به شما می دهد. علاوه بر این شما می توانید موارد مختلف را با هم مخلوط کنید و حاصل را میل بفرمایید. در اینگونه موارد ممکن است علاوه بر پر کردن جان، مخلوط حاصل قابلیت های دیگری را نیز به دست آورد. برای مثال برای مدت زمانی شما را شکست ناپذیر کند.
علاوه بر موارد ذکر شده در بازی اشیای آموزشی نیز وجود دارند که مهارت های شما را در زمینه های مختلف افزایش می دهند. ممکن است دوست داشته باشید که رانندگی تان بهتر شود، شاید هم به اسکیت برد علاقه بیش از اندازه ای داشته باشید و بخواهید که حرکات ماهرانه تری را با آن انجام دهید یا که دوست داشته باشید تا از فرانک شخصیت قوی تری برای مبارزه بسازید. برای تمام این موارد و بقیه مهارت های دیگر کتاب های خاصی وجود دارند که باید آن ها را به دست آورید. گاهی خواندن این کتاب ها امر ی حیاتی است. برای مثال در قسمتی از بازی شما باید زبان ژاپنی را با خواندن کتاب فرا بگیرید تا بتوانید با 2 بازمانده ژاپنی ارتباط برقرار کنید.
فرانک شخصیتی نسبتا بد قیافه ای است که در ابتدای بازی بسیار ضعیف و کند است. اما کم کم که در بازی پیش می روید، می توانید با مصرف امتیاز های اعتباری (prestige points) که به دست می آورید، از فرانک شخصیت قوی تری ایجاد کنید، قابلیت های او و تنوع حرکاتش را افزایش دهید و تعداد اشیایی را که می تواند حمل کند زیاد تر کنید. برای به دست آوردن امتیاز های اعتبار یا PP چندین راه مختلف وجود دارد. اولین و شاید ساده ترین راه، استفاده از خشونت و از بین بردن زامبی ها است. راه دیگر کمک به بازماندگان دیگری است که در شهر وجود دارند. عکس برداری از صحنه های جالب نیز یکی دیگر از راه هایی است که پیش روی شما وجود دارد. سیستم عکس برداری بازی بسیار جالب است. به طوری که بازی تمام موارد چون خشونت، هیجان، طنز و ترسناکی عکس هایی را که می گیرید بررسی خواهد کرد و بعد از بررسی امتیاز نهایی ای را به عکس شما می دهد.

از همان لحظات اول که پای شما به دنیای Dead Rising باز می شوید، خواهید فهمید که این بازی بسیار متفاوت از بازی های دیگر سبک خود است و تجربه ای را به بازیکن می دهد که تا به حال نظیر آن در هیچ بازی دیگری دیده نشده است. در این بازی دشمنان شما فقط چندین زامبی نیستند، بلکه لشکری از زامبی ها هستند. زامبی هایی که تشنه به خونتان هستند. چه احساسی پیدا می کنید وقتی که ببینید نزدیک به هزار زامبی در اطرافتان هستند؟ وقتی که مجبور شوید برای نجات زندگی خود با آن ها مقابله کنید؟ آیا ترجیح می دهید فرار کنید؟ یا که می خواهید بازی را به چشم یک اکشن خالص ببینید و تا می توانید بکشید؟
ترس مسلما در Dead Rising نقش مهمی را ایفا می کند.هنگامی که هر طرف را که نگاه می کنید چیزی جز زامبی های خون خوار نمی بینید مسلما احساس چندان خوبی نخواهید داشت. آن ها تنها با یک هدف به سمتتان می آیند : می خواهند فیلمی را بسازند که شما شخصیت اصلی آن هستید. فیلمی که قرار است مرگ را به نمایش بگذارد. برای ساخت این فیلم شما مجبور می شوید تا یک قدمی مرگ پیش روید. خوشبختانه زامبی هایی که در این فیلم بازی می کنند بسیار احمق و کند هستند. البته این موضوع وقتی که تعداد آن ها بسیار زیاد است، چندان برای شما فرق نخواهد کرد. همانطور که ذکر شد، فقط زامبی ها نیستند که با شما دشمنی دارند، بلکه بازماندگانی نیز وجود دارند که دچار بیماری روانی هستند. آن ها دشمنان سر سخت شما هستند، چرا که برخلاف زامبی ها می توانند فکر کنند.

خوشبختانه کنترل بازی نیز عالی و روان است. شاید این کنترل در اوایل کمی برای شما سنگین باشد، اما به سرعت به آن عادت خواهید کرد. نشانه گیری در بازی بسیار راحت است و با آن مشکلی نخواهید داشت. عکس برداری نیز بعد از مدتی بازی کار چندان سختی نخواهد بود. برای جذابیت بیشتر در بازی به شما اجازه داده می شود تا در لباس فروشی ها به عوض کردن لباس خود بپردازید و هر آنچه را که دوست داشتید بپوشید. پایان های مختلفی نیز برای بازی در نظر گرفته شده اند که شما را بیشتر تشویق می کنند تا چندین بار بازی را انجام دهید. علاوه بر پایان های مختلف در Dead Rising بازماندگان زیادی وجود دارند که می توانید به آن ها کمک کنید، زامبی های بسیاری وجود دارند که می توانید بکشید، مکان های مختلفی وجود دارند که می توانید در آن ها گردش کنید، صحنه های بسیاری وجود دارند که از آن ها عکس بگیرید، وسایلی متنوعی وجود دارند که می توانید سوار آن ها شوید، اشیای زیادی وجود دارند که می توانید آنها را پیدا کنید و بسیاری موارد دیگر که همه همه باعث می شوند که اگر حتی چندین و چند بار هم بازی را از اول انجام دهید، از آن خسته نشوید.
نکته مثبت دیگری که باعث تفاوت Dead Rising از دیگر هم سبک هایش می شود، محیط هایی است که بازی در آن ها به وقوع می پیوندد. بر خلاف بقیه بازی های ترسناک که معمولا در مکان هایی ترسناک و چندش آور به وقوع می پیوندد، اینبار شما در یک مکان زیبا به سر می برید که تنوع رنگ در آن بسیار زیاد است، فضای سبز (گل و گیاه!) در جای جای آن دیده می شود و مشکل تاریکی به هیچ وجه در آن وجود ندارد. حتی زامبی ها هم برای خود بسیار خوشتیپ هستند و لباس های بسیار خوش رنگی پوشیده اند! این موضوع واقعا یکی از بزرگترین محاسن DR است.
به جرات می توان گفت که بزرگترین مشکل Dead Rising، چگونگی ذخیره سازی بازی در آن است. شما تنها در مکان های بهداشتی ای که با فاصله طولانی از هم قرار گرفته اند و تعدادشان بسیار کم است، می توانید بازی را ذخیره کنید. مشکل دیگر در این است که تنها می توانید یک Save از بازی را داشته باشید. با این وجود باید بسیار دقت کنید تا به اشتباه بازی را Save نکنید، چرا که اگر این کار را بکنید، دیگر هیچ راه باز گشتی وجود نخواهد داشت و مجبور می شوید بازی را از اول شروع کنید (یکی از دلایل دوباره بازی کردن DR می توانید این مورد باشد).
خوشبختانه بازی از نمای بصری عالی ای برخوردار است. مدل های شخصیت های اصلی به خوبی ایجاد شده است و واقعا جزئیات زیادی در آن ها دیده می شود. البته زامبی ها و دیگر شخصیت ها چندان جالب به نظر نمی رسند. محیط ها نیز واقعا عالی ساخته شده اند و جزئیات زیادی در آن ها دیده می شود. نورپردازی فوق العاده است و نمی توان ایرادی از آن گرفت. فریم هایی که بازی بر ثانیه پخش می کند هم در بیشتر مواقع مطلوب هستند. صداگذاری بازی حتی از گرافیک آن نیز بهتر است. افکت های صدایی واقعا عالی و با کیفیت هستند. خوشبختانه هر سلاح دارای صدای مخصوص به خود است. صحبت ها نیز با کیفیت فوق العاده ای در بازی گنجانده شده اند و صدای زامبی ها هم بسیار عالی است. آهنگ ها نیز در نوع خود بی نظیر اند. در مجموع می توان گفت که Dead Rising از آن دسته بازی هایی است که ارزش خریدن یک کنسول جدید را دارد.
در ادامه سري بازي هاي مرد عنكبوتي، شماره سوم اين بازي نيز به تازگي در بازار عرضه شده است ولي متاسفانه در حد و اندازه هاي مرد عنكبوتي نيست كه البته بايد بگوييم شماره هاي قبل هم لايق فيلم محبوب و جذاب مرد عنكبوتي نبودند، چرا كه كنترل هاي اين سري بازي بد طراحي شده بود. به علاوه تعدادي از اشكالات فني ديگر نيز در آن موجود بود كه مبارزات تن به تن را برايتان سخت مي كرد.
سازندگان اين بازي خيلي سعي سعي كردند از قسمت هاي موجود در داستان فيلم مرد عنكبوتي 3 استفاده كنند.به عبارت ديگر در اين بازي شخصيت هاي همچون نيمه تاريك مرد عنكبوتي،مرد شني،گوبلين جديد،ونوم و ... درست مانند فيلم آن وجود دارد. در اين بازي 10 نوع داستان بازي،وجود دارد كه شما مي توانيد آنها را انتخاب كرده و انجام دهيد. البته ممكن است تعدادي از آنها برايتان جذاب نباشد.
بازي مرد عنكبوتي 3 داراي فضاي بازي بسيار بزرگي است و در واقع نماي شبيه سازي شده شهر نيويورك در اين بازي طراحي شده است بنابراين قادريد از برج ها و ساختمان هاي بلند شهر نيويورك نهايت استفاده را ببريد.يكي از نكات مثبت بازي همين شهر بزرگ و طراحي نسبتا طبيعي ساختمان ها و مناظر آن مي باشد،البته لذت واقعي زماني است كه از گيم پد شوك دار براي بازي استفاده نماييد و گرنه كنترل بازي با موس و صفحه كليد بسيار وحشتناك است و ممكن است شما را اذيت كند. در اين بازي به غير از ماموريت اصلي،ماموريت هاي فرعي نيز وجود دارد كه حتما زمانيكه در شهر گشت و گذار مي كنيد به آنها بر خواهيد خورد.روند بازي مرد عنكبوتي 3 تقريبا همانند شماره هاي قبلي است ولي با اين تفاوت كه شما مجبور نيستيد براي باز شدن ماموريت هاي اصلي جديد، ماموريت فرعي را نيز انجام دهيد به عبارتي در اين شماره ماموريت اصلي بازي مستقل از ماموريت هاي فرعي طراحي شده اند.
شما قادريد در عرض 10 الي 12 ساعت،مرد عنكبوتي 3 را به پايان برسانيدبه شرط كه فقط ماموريت هاي اصلي را دنبال كنيد.يكي ديگر از تغييرات شماره 3 نسبت به شماره هاي قبلي آن استفاده از دكمه هاي خاص در موارد خاص مي باشد كه اين حالت بسيار شبيه به بازي هاي معروفي چون Resident evil 4 t god of warاست.همچنين يكي ديگر از نكات جالب اين بازي استفاده از زمان گلوله يا به اصطلاح فني Bullet time مي باشد كه در برخي موارد علي الخصوص در مقابل دشمنان اصلي بسيار كارآمد است. با اين تفاوت اگر از اين مكان در برابر دشمنان عادي استفاده كنيد در زمان بسيار كوتاه آنها را از بين خواهيد برد ولي در برابر دشمنان اصلي و به اصطلاح رئيس ها بايد خيلي بيشتر استفاده كنيد.
يكي از مشكلات اصلي بازي مرد عنكبوتي 3 ، دوربين و زاويه ديد اين بازي است.به حدي كه احساس مي كنيد دوربين اصلا نمي داند كدام زاويه بايد داستان را دنبال كند!گرافيك اين بازي در نسخه PC تقريبا شبيه نسخه هاي PC 3 و x360 مي باشد و اگر شما بتوانيد از تمامي امكانات گرافيكي آن استفاده نماييد بسيار جالب خواهد بود به علاوه طراحي شخصيت مرد عنكبوتي بسيار خوب مي باشد ولي در عوض طراحي مردم شهر نيويورك زياد هم جالب از كار در نيامده است.صدا گذاري مرد عنكبوتي 3 نسبتا جالب است چرا كه سعي شده است از صداي شخصيتهاي اصلي فيلم استفاده شود، در ضمن موسيقي هاي متن بازي نيز خوب طراحي شده است.
بازي مرد عنكبوتي 3 علاوه بر PC براي اكثر كنسول ها بازي نيز عرضه شده است و فروش نسبتا بالايي هم كرده است. اين بازي را براي همه طرفداران دو آتيشه مرد عنكبوتي كه تعدادشان هم كم نيست و هميشه دوست دارند از در و ديوار بالا رفته و اين طرف و آن طرف بپرند،توصيه مي كنيم.
Thomas Leo Clancy Jr در سال 1947 به دنیا آمد. او یکی از بزرگترین نویسندگان کتاب و فیلم و بازی های پرفروش است که اغلب آنها در سبک نظامی نوشته شده است. البته او کتابهایی در سبک های سیاسی نیز دارد. او به Tom Clancy معروف است که هم اکنون اوج کار او در بازیهای شرکت یوبی سافت است. بزرگترین بازیهای او Rainbow six، Splinter cell وGhost Recon میباشند که هر کدام برای خود یک بازی بزرگ به حساب می آیند.
یکی از بهترین بازیهای Tactical-shooter بازی Tom Clancy’s Ghost recon میباشد. در این بازی بازیکن در نقش یک جوخه ی چهار نفره قرار میگیرد که باید به انجام ماموریت نظامی بپردازد. بهتر است به تاریخچه این بازی بپردازیم:
Tom Clancy’s Ghost Recon
اولین شماره از این سری در سال 2001 بر روی PC، PS2،Xbox ،GameCube ،Mac وN-gage عرضه شد. داستان این بازی در سال 2008 و در روسیه اتفاق می افتاد که امریکا با آنها وارد جنگ شده بود. بنابراین گروه Ghost وارد ماموریت شدند. این بازی سبک فراموش شده ای را احیا کرد و از نو ساخت. در سال 2003 یک بسته الحاقی برای شماره اول بر روی PC عرضه شد که داستانش یک سال بعد اتفاق می افتاد یعنی در سال 2009 و نام آن Desert Siege بود که به گونه ای ادامه ای غیر مستقیم برای شماره اول بود. در سال 2003 یک بسته الحاقی از شماره اول برای Xbox عرضه شد که نام آن island thunder بود و در سال 2010 در کوبا اتفاق می افتاد. در سال 2004 یک نسخه فرعی دیگر با نام Jungle storm برای PS2وN-Gage عرضه شد که داستان آن مبنی بر ماموریتی در کلمبیا بود.
Tom Clancy’s Ghost Recon 2
نسخه دوم این بازی یک افتضاح بود که بر روی PS2،Xbox وGameCube عرضه شد که خیلی بد کار شده بود و حتی سازندگان از انتشار این نسخه بر روی PC خودداری کردند و از همه ی طرفداران که از بازی کردن این شماره بر روی PC محروم شدند معذرت خواهی کردند. داستان این شماره در مورد ماموریت در کره ی شمالی بود که در میانه داستان چین و روسیه هم وارد داستان میشدند و بازهم مثل همیشه داستان در مورد سیاست بود. در سال 2005 نسخه فرعی شماره دوم بر روی Xbox عرضه شد که Summit Strike نام داشت و چنگی به دل نمیزد. داستان آن در پاکستان و قزاقستان اتفاق می افتاد.
Tom Clancy’s Ghost recon Advance Warfighter 2
به هر حال انگار این نسخه از بازی به دهان یوبی سافت مزه کرده است و نه تنها سود خوبی برای آنها داشته بلکه طرفداران زیادی را هم جذب کرده است. امیدواریم این عجله ی یوبی سافت مانند بعضی از مواقع نام یک شاهکار را خراب نکند.
این بازی بر رویPS3، PSP، PC وX360 عرضه میشود که به دلیل بعضی از مشکلات از قبیل آشنایی نه چندان کافی با سخت افزار PS3 و کار سخت با این سیستم کمی دیرتر بر روی این کنسول عرضه میشود. این بازی در ربع دوم سال 2007 عرضه خواهد شد.
اما پس از موفقیت در مکزیکو سیتی و نجات رییس جمهور 1 سال گذشته و سال 2014 فرا رسیده است. در مرزهای کشور بزرگ امریکا شورشی به پا شده است که عامل آن یک باند از آدمهای نادرست هستند. داستان بازی پس از رسیدن جوخه ی ما به این منطقه در 72 ساعت شکل میگیرد که ماموریت اصلی سرکوب شورشیان میباشد. به هر حال بازهم شما دشمنانی که در مکزیکو سیتی را دیده بودید خواهید دید. در اصل قسمت اصلی در مرز بین امریکا و مکزیک است و اولین مرحله بازی از مکزیکو سیتی شروع میشود و در بین دو مرز ماموریتها انجام میشود. بر خلاف شماره قبل که فقط در شهر این بازی در جریان بود در این شماره شما به جنگل و کوهستان و شهرها و … میروید. یکی از اهداف بزرگ مکزیکی ها تصرف بعضی از شهرهای امریکا مانند تگزاس و El Paso است که شما را در نقش کاپیتان Scott Michell (قهرمان شماره اول که پس از اینکه 24 ساعت است از ماموریت بازگشته دوباره به ماموریت به مکزیک اعزام میشود) قرار میدهد.
همانطور که دیدید داستان این بازی هم وابسته به سیاست است و وقتی که با حرف مساله حل نشود نقش ارتش به وسط می آید و حالا دیگر گروه Ghost Recon باید کار خود را انجام دهند. نویسنده ی این داستان Tom Clancy میباشد.
لازم است بدانید ساخت این بازی بلافاصله پس از اتمام ساخت شماره اول و قبل از عرضه ی شماره اول شروع شده است و با یک حساب سر انگشتی میتوان دریافت که یوبی سافت پاریس حدود 1 سال است که بر روی این بازی کار میکند که زمان مناسبی برای ساخت بازی است.
سبک بازی مانند قبل Tactical-Shooter میباشد و شما در نقش Scott Michell به بازی خواهید پرداخت که او سرپرست تیم نیز میباشد. مانند شماره قبل سه نفر هم تیمی شما هم در کنارتان قرار دارند و شما قابلیت های زیادی برای فرماندهی برای آنها دارید. گیم پلی بازی دچار تغییرات زیادی شده است که به بررسی آنها خواهیم پرداخت:
در این بازی یک وسیله نقلیه جدید به نام MULE اضافه شده است. این وسیله نقلیه که در اصل یک جیپ کوچک کنترل از راه دور میباشد از مقر اصلی شما مهمات و اسلحه ها و مواد لازم را بنا به درخواست شما برایتان حمل میکند و به شما میرساند. شما میتوانید به این ماشین کوچک دستور حرکت بدهید. سیستم دستور به جیپها مانند افراد جوخه شما میباشد یعنی شما مکان حرکت را مشخص میکنید و دستور حرکت را میدهید. بر روی MULE یک دوربین وصل است که به وسیله فرستنده تصاویری که دریافت میکند به گیرنده شما میفرستد و میتوان از آن به عنوان یک وسیله برای دیدن مکان افراد دشمن استفاده کرد. مورد دیگر این است که MULE دارای بدنه و زره قوی بوده و از جنس فلز مقاوم نسبت به گلوله طراحی شده است. همچنین از Mule میتوانید به عنوان یک پناهگاه استفاده کنید. به طور مثال در یک فضای باز هیچ سکو یا شی برای پناه گرفتن و تیر اندازی کردن نیست. در این حالت شما میتوانید به MULE دستور دهید تا به آن مکان برود و پشت آن سنگر بگیرید و به قلع و قمع دشمنان بپردازید.
مانند شماره قبل دوربین Drone نیز در این شماره وجود دارد. منظور همان دوربین کوچکی است که تصویری کلی از منطقه جنگ در گیرنده شما قرار میدا که پیشرفت داده شده است و تصویر به صورت کاملا رنگی و واضح تر در آمده است.
قسمت دیگر Target Information میباشد که اطلاعات هدف را در اختیار شما قرار میدهد. در این حالت نیروهای خودی با درجه سبز و نیروهای دشمن با درجه قرمز نشان داده میشوند. درجه سلامتی دشمنان نیز نمایش داده میشود که باعث شده است شما بهتر برای جنگ برنامه ریزی کنید.
یک قابلیت دیگر درخواست پشتیبانی از نیروهای خمپاره انداز است. البته این قابلیت محدود است و شما میتوانید درخواست کمک کنید تا نیروهای خودی با خمپاره منطقه مورد نظر را هدف قرار دهند.
یکی از نکات دسته اول که در این بازی دیده میشود تغییر تصادفی جو است. ممکن است در میان یک مرحله به صورت تصادفی باران شروع به باریدن کند و یا در یک کویر طوفان شن بپا شود و هم مکانهای بازی را تغییر دهد و هم مسیر را برای شما سخت کند ویا ممکن است رعد و برق بزند و تمام مکان را روشن سازد. ممکن است باد بوزد و در تیراندازی مشکل ایجاد کند و این تغییر جو باعث این میشود که به طور مثال در باران فرکانس ها به خوبی به گیرنده شما نرسد و تصاویر دارای اختلال شوند.
در این نسخه یکی از هم تیمی های باید به عنوان یکی از قابلیت های جانبی اش به عنوان پزشک تیم انتخاب شود که میتواند چندین بسته ی سلامتی را با خود حمل کند تا در مواقع لزوم از آن استفاده کنید.
قسمت چند نفره در این نسخه گنجانده شده است که در X360 از XBL و در PS3 به احتمال زیاد از PS network استفاده خواهد کرد. هنوز جزییات زیادی از قسمت چند نفره اعلام نشده است فقط گفته شده است میتوانید در نقش مکزیکی ها نیز به بازی بپردازید. البته دور از انتظار نیست که مودهای مرسوم چند نفره را در این بازی مشاهده کنیم.
بزرگترین نقطه قوت GRAW1 را میتوان در گرافیک بالای بازی مخصوصا بر روی X360 دانست. آنقدر گرافیک بالا بود که بارها با دیدن این بازی موج گرما و آفتاب به انسان منتقل میشد و این حس به خاطر یکی از تکنیکهای گرافیکی در بازی بود که از قصد از آن استفاده شده بود. یکی از تکنیک های جدید این شماره God Rays نام دارد. این تکنیک در مورد دیدن از درون بعضی از اجسام شفاف و باریک است که قسمت عمده استفاده از آن در جنگل در بدنه برگ های نازک و شیشه ها استفاده شده است. این تکنیک بازتاب و گذر نور را از وسایل کدر و شفاف به خوبی نشان میدهد. به طور مثال در یکی از مراحل نور از درون شیشه های رنگی کمتر از شیشه های بیرنگ گذر میکند و نور بصورت رنگی شکسته میشود که با توجه به درصد شفافیت جسم و طیف نوری قابل تغییر است.
سیستم دیگر در مورد جلوه های تصویری ذره ای (Particle Effects) است که در مورد دود ها میباشد و باعث شده است که آنها دارای حجم باشند و در مواقع گوناگون حرکات طبیعی را انجام دهند. به طور مثال در یک اتاق مثلا نارنجک دودزا پرتاب میشود و در اتاق حبس میشود اگر شما یکی شیشه را بشکنید و راه خروج گاز را فراهم سازید گاز مسیر خود را می یابد و از آن خارج میشود. لازم است بدانید که بادها و ابرها و گازها دارای حجم معین میباشند.
مشکلات هوش مصنوعی شماره قبل هم برطرف شده است که بعضی از آنها برای این بازی واقعا خنده دار بود. امید واریم که گیم پلی از بازی مانند قبل مهیج و جذاب باشد.
گرافیک بازی تغییر زیادی کرده و از قبل دیدنی تر شده است. صدا پیشگان همان قبلی ها هستند و چند شخص دیگر نیز به آنها اضافه شده اند
-
مقدمه
خیابانها آرام هستند و مردم مشغول کارهای روزانه خودهستند کسی در گوشه ای فرش کهنه ای زیر خود انداخته و مشغول گدایی کردن است در گوشه ای صدای پچ پچ زنان هم همه ای را به پا کرده است،شخصی مشغول خرید میوه ای برای خانه است همه چیز نوید یک روز زیبا را می دهد و هیچ سر و صدایی نیست،پیرمرد در حال درست کردن نان در نانوایی است ... نگهبانان شهر با زیرکی همه چیز را درنظر دارند و هیچ سر و صدایی به گوش نمی رسد همه چیز آرام است ...... صدای شیهۀ اسبی از دور به گوش می رسد ..... اسبی در حال نزدیک شدن است ،ولی در یک آن اثری از آن دیده نمی شود.... چند دقیقه بعد مردی غریبه با لباسی سفید در حال جلو آمدن است .پیرمرد که مدتهای زیادی در این شهر زندگی می کند زیر لب می گوید :این فرد آشنا نمی تونه باشه؟؟ مرد سفید پوش نزدیک تر میشه ، پیرمرد دقت می کنه هیچ چیز دقیقی از صورت آن مرد معلوم نیست و با کلاهی بلند پوشیده شده است تنها چیز قابل رویت بخشی از بینی و لب آن فرد است... حتما غریبه ای که راه خود را گم کرده است؟؟؟پیرمرد دست از وضولی بر می داره و به خونش می ره.....گدای گوشه خیابون که خودشو به شلی زده بود بعد از دیدن این مرد انگار جن دیده ،فرار رو به برقرار ترجیه می ده... تمام مردم با تعجب به او نگاه می کنن آخه او چه کسی می تونه باشه و برای چه کاری به این شهر اومده؟؟
-
داستان
زمان ،زمان جنگهای صلیبی است ، دو دوره از جنگهای صلیبی پشت سر گذاشته شده و این بار باز هم سرکرده های مختلف قصد نابودی و نفاق را در سر می پرورانند و می خواهند جنگی جدید به وجود بیاورند..باید راهی برای جلوگیری این جنگ ها پیدا کرد و تنها راه این است که باید این سر کرده ها را یکی ،یکی ازمیان ببرید.. شما در نقش آلطیر در این بازی نقش آفرینی می کنید(جلوتر اطلاعات بیشتری از این شخصیت می فهمید)..او یکی از اعضای گروه حشاشیش است این گروه با برنامه ریزی و نقشه های از قبل تعیین شده قصد این را دارند که جلوی یک جنگ دیگر میان مسلمانان و دیگر کشورها را بگیرند .. این گروه گروهی مسلمان هستند که نمی توان به آنها قاتل گفت بلکه آنها برای هدفی مقدس به جنگ با بدی می پردازند اگر آنها سر دسته های گروه هایی که قصد جنگی دوباره را دارند را از پیش رو برندارند جنگ سختی در می گیرد و موجب کشته شدن دوباره بسیاری از مردم بیگناه چه بچه های کوچک و چه زنان و پیرمردان ضعیف!!!! الطیر کار سختی را پیش روی خود دارد تا بتواند نام خود را جاویدان کند..
-
حالات بازی
بازی حالت مخفی کاری دارد ، این بدان معناست که دشمنان سربازان همیشه دنبال فردی هستند که بخواهد در شهر ،شلوغی ها دردسر به وجود آورد پس الطیر همیشه هوشیار است ،بازی در یک شهر برگزار نمی شود بلکه در شهرهای مختلف الطیر باید سرکردگان و رئیسان آن شهرها را از پیش رو بردارد. یک مرحله کلی بازی به این حالت است:
۱-رسیدن به شهر:شما مانند هر بازی دیگر اینطور نیست که در اول بازی جلوی دروازه شهر باشید و از آنجا بازی را شروع کنید بازی حالتی گسترده دارد با اینکه شما ماموریت دارید ولی می توانید به گشت وگذار نیز بپردازید شما اول باید طبق ماموریت و نقشه ای که دارید باید خودتان را به شهر برسانید ،فاصله بین هر شهر ممکن است کیلومترهاباشد پس باید شما به یک وسیله خود را به محل برسانید ،،آن وسیله یک ماشین یا یک موتور و یا یک دوچرخه نمی تواند باشد(آخه هنوز اختراع نشده!!؟!؟!)شما از طریق اسب های تند رو باید خود را به شهر برسانید (هنوز معلوم نیست آیا این اسبها نیز خسته ، تشنه یا گرسنه می شوند؟؟)حالا تازه شما به دوازه شهر مقصد رسیده اید؟؟
۲-ورود به داخل شهر: در قدیم هر شهر دورتا دور آن دیوارهای بود که از نفوذ دشمنان جلوگیری می کرد در روزهای عادی بیشتر مواقع این دروازه ها باز هست آن هم به خاطر رفت آمد مردم و یا تجار به داخل و خارج شهر ولی در بعضی موارد دروازه ها بسته است و اینجاست که کار شما سخت می شود ولی الطیر هم مثل پرنس فارس(بلاخره همون سازندگان بازی پرنس این بازی رو دارن می سازن) امکاناتی را دارد که شما می توانید از آنها برای استفاده و نفوذ به شهر استفاده کنید مثل پرشها و بالا رفتن از دیوارها بلند.
۳-رسیدن به هدف:هدف برای شما کاملا مشخص است (هنوز معلوم نیست شاید توسط یک نقشه و یا توسط تصویری از فردی که باید بکشید) شما باید به هدف برسید ولی در این بین مانند بازی های مشابه نیست شما باید از بین مردم و نگهبانان زیادی بدون جلب توجه عبور کنید ،کوچکترین اشتباه شما موجب شناسایی و در نهایت سخت شدن کار شما می شود شما باید به قدری از فکر خود خوب استفاده کنید تا از بین مردم بدون جلب توجه عبور کنید ،گاهی اوقات می توانید به علت اینکه لباس سفید شما شبیه به پدرورحانی ها هست در بقل آنها و با استفاده از اینکه عدای آنها را در بیاورید و به مقصد برسید ،بعضی موقع ها خود را به این می زنید که دارید وسیله ای را می خرید.
۴-نابودی هدف: این قسمت هم سخت است دورتا دور فرد شاید نگهبان باشد و یا شاید آن هدف در قلعه ای امنیتی باشد پس شما با امکاناتی همچون خنجری که در دست دارید و یا اینکه به بالای بلندی بروید و تیر اندازی کنید و یا پرش و کشتن حریف به مقصد خود می رسید. و یا اینکه نبردی سخت و کشتن تمام دشمنان به مقصود خود می رسید۵-فرار:سخترین قسمت بازی فرار است بله بعد از کشتن فرد مورد نظر ماموران زیادی به دنبال شما می افتند پس شما باز هم با زیرکی باید فرار را برقرار کنید.
- وسعت شهر های بازی
بازی وسیع است دارای چندین شهر کوچک و بزرگ است،هر شهر خصوصیات خود را دارد و هر شهر خانه های خاص با امکانات خاص برای الطیر را دارد بعضی از خانه ها دارای نبردبان هستند که الطیر می تواند از آنها بالا برود و از پشتبانها به هدف خود برسد ولی بعی از شهرها از این خبرها نیست بعضی از قسمت های شهر بسیار شلوغ و بعضی قسمت ها خلوت و خالی است که هر کدام برای زمانی خاص برای شما اهمیت دارد وقتی ماموری شما را می بیند شما می توانید به این کوچه های خلوت رفته و آن را سر به نیس کنید ولی می توانید به میان شوغی رفته و در آنجا مخفی شوید تا نگهبان شما را گم کند.وسعت میان یک شهرتا شهر دیگر حتی به چند صد کیلومتر هم می رسد که باید بویسیله اسب خود را به شهر مقصد و هدف برسانید . که این خود یک نوآوری جدید در بازی های کامپیوتری است.وسعت بازی را نمی توان حتی تصور کرد بازی با چندین شهر که مانند واقعیت نمی توانید همه جاهای آن را ببینید . خانه ها مانند ماسک هایی نیستند که در بازیهای دیگر تا به امروز دیده بودید تمام خانه ها بعد داخلی دارند یعنی می توانید داخل آن را ببینید و هر خانه سعی شده با خانه دیگری از نظر چیدمان و حتی وسایل فرق داشته باشد.همه جای شهر با خانه های سالم درست نشده است بلکه ویرانه ها هم در جای جای شهر دیده می شود ، همه ساختمان ها به صورت سالم نیست بلکه در بعضی قسمت های ساختمان ها ترک و یا کنده شدن قسمتی از سنگ ها دیده می شود که به صورت استادانه درست شده است.
-
شخصیت بازی
الطیر شخصیت اصلی بازی فردی با لباسی سفید، بازوبندی ویژه(هنوز کارایی هاش معلوم نیست) در دست چپ واو یک شمشیر تیز و برنده در بقلش دارد، و یک سری چاقو و تیر کمان در پشت او که هر کدام در موقع و وقت خود کارکاردی ویژه را به خود می گیرد.قیافه کامل او همون طور که درعکس ها هم می بینید به صورت کامل معلوم نیست و فقط در بعضی از عکس ها و والپیپر ها می توانید بخشی از چشم او را نیز ببینید ولی در طول بازی به هیچ عنوان این طور نیست.فردی دلیر و شجاع که هم برای شهرت و هم برای کمک به مسلمان قبول کرد این ماموریتهای سخت را قبول کند و به نوعی جان خود را فدا کند زیرا نفوذ به یک شهر غریبه با هزاران نگهبان و کشتن رئیسی که تمام آن نگهبانان آن را قبول دارند و حتی جان خودشان را برای زنده ماندن او می گذارند یک خودکشی حساب می شود. از دیگر خصوصیات الطیر یک چاقوی کوچکی است که انگار در دست گرفته است ولی با کمی دقت معلوم می شود این چاقو در دست او قرار نگرفته بلکه ،درون انگشت دومی او قرار گرفته است یعنی انگشت بریده شده و به جای آن یک شمشیر نازک ولی بسیار برنده جاسازی شده است. البته تنها الطیر نیست که یکی از انگشتانش را به این حالت در می آوردند بلکه هر کس که می خواهد در گروه حشایش باشد باید این کار را بکند.شخصیت بازی به علت امکانات ، نوع راه رفتن و همچنین کارایی ها ، قیافه و لباس طوری طراحی شده است که به دل می نشیند و واقعا شما را جذب خود می کند و سازندگان بازی به طور عالی توانستند این مطلب در بازی جا بدهند.
-
کارایی های الطیر
۱-هنر شمشیر بازی و درگیری:الطیر شمشیر باز بسیار ماهری است در جنگهای خود قادر به جاخالی دادن هم است و با استفاده از شمشیر نیز بسیاری از ضربه ها را دفع می کند. او می تواند با یک دست و دو دست به دشمنان ضربه وارد کند که این مسئله قدرت ضربه متفاوتی را به نمایش در خواهد آورد. البته دشمنان هم مثل ماست نیستند و واقعا خوب با شما مبارزه می کنند. در هنگام شمشیر زنی قدرت پرش نیز دارید و می توانید به جای جای مختلف بپرید.در ضمن شما به جز شمشیر زنی توانایی های از جمله مشت زدن و خفه کردن دشمنانتان را نیز دارا هستید. تیر اندازی نیز یکی از نکات عالی بازی است که از راه دور می توان هدف را نابود ساخت.اسلحه مخفی الطیر نیز بسیار کاربرد دارد که می توان به صورت مخفب نگهبانان را از پای در آورد و گریخت.
۲-پرش های بلند: پرش های بلند در بازی کاربردهای بسیاری دارند که می توانند شما را به بالای محلی که می خواهید برساند و حتی پرت کردن خود از بلندی برای اینکه دشمنان را از بالای سر سورپرایز کنید.پرش ها همان طور که گفتم در اکشن ها هم هست و در فن قافلگیری که بسیار کاربرد دارد در یکی از مراحل بازی که باید یک مامور را بکشید که در حال دار زدن دو نفر هست شما می توانید کارایی های زیادی بوسیله پرش داشته باشید مثلا پرش به جلو و با استفاده از خنجر کار گذاشته شده در درون دستتان و تمام کردن کار دشمن....
۳-مخفی کردن:الطیر به خوبی می تواند ادای هر مردمی را که بخواهید در بیاورد یعنی خود را جای یک کشیش قرار دهد . خود را مشغلو صحبت کردن با جمعی از مردم بکند، خود را به گدایی بزند ولی هوش مصنوعی بازی جلوی این کار را به راحتی میگیرد ،شما نمی توانید با گدایی کردن سربازان را گول بزنید.چون لباس شما به گدایی نمی خورد؟؟ و سریع شناسایی می شوید...شما باز هم می توانید کارهای دیگری نیز انجام دهید از جمله از دیوارها بالا رفتن و از بالای پشت بام ها به مقصد رسیدن است. شما می توانید با استفده از نبربان هم به بالای محل های مورد نظر بروید و همچنین در شلوغی های زیاد که به زیبایی در بازی وجود دراد پنهان شوید.
-
احساسات
بگذارید اینطوری شروع کنم:در واقعیت؛فردی در خیابان در حال عبور است ،هر کاری که او انجام میدهد نسبت به کاری که دارد انجام می دهد مردم یک نگاه خاص و یک عکس العمل خاص در مقابل کار او دارند مثلا اگر او به یک فرد تابلو خیره شود چند فرد دیگر در کنار خیابان فکر خاص در مورد او می کنند. حالا خود را جای یک رهگذر بگذارید یک نفر به سرعت و با یک تنه شما را از حالت طبیعی خارج می کند و شما به زمین می خورید حتما با چند تا فوش نون و آب دار و یا حتی دنبال کردن فرد و درگیر شدن فرد مسئله به پایان می رسد . ولی همیشه هم اینطور نیست چون هر فردی اعتقاد خودشو داره یکی خشنه و یکی آروم یعنی خیلی سریع عصبانی نمی شه ولی یه فرد بلافاصله عصبانی می شه و بدون فکر اعمالی رو انجام می ده ولی حالا در این بازی؛ در بازی شما با احساسات زیادی رو به رو هستید مردم با احساس زیاد در حال رسیدن به کارهای روزانه خودهستند این چیز از قبل تعیین شده نیست بلکه مردم با احساسات خود بازی را می سازند چون بازی حالت شب روزی هم دارد حتی اگر در گوشه ای از شهر بنشینید(البته اگه دستگیر نشید) می بینید که مردم در شب آروم آروم به خانه های خود می روند . در بازی احساسات قلیان می کند وقتی از بقل مردم می گذرید با مترسک های متحرکی رو به رو نیستید بلکه آنها شما را زیر نظر دارند .اگر با آنها به خوبی رفتار کنید شاید به شما کمک هم بکنند ولی خشونت باعث لو رفتن شما می شود مثلا اگر از کوچه ای می گذرید و به یک فردی محکم برخورد کنید شاید حتی با شما درگیر هم شود و شما لو بروید ولی شاید هم فرد آرامی باشد و از ترس و یا حتی اینکه خود را کنترل کرده است با شما کاری نداشته باشد درست مثل مسئله ای که در واقعیت بیان شد.
-
هوش مصنوعی بازی
باید این طور گفت مردم، نگهبان ها همه و همه منتظرند ...اگر شما سلاح خود را در وسط جمعیتی بکشید با داد و جیغ و فریاد نگهبانها را خبر می کنند. اگر در جلوی چشمانشان کسی را بکشید آنها شما را هرگز از یاد نخواهند برد و حتی اگر بعدا هم بخواهید به این شهر بیایید آن مردم برای شما دردسر ساز خواهند شد.با شیهه اسب شما تمام نگاها به سمت شما می رود . اگر بعضی ها که خود را قولدر می دانند شما را در هنگام ارتکاب جرمی ببینید به شما حمله ور می شوند. در جنگ ها دشمنان به زیبایی هر چه تمام تر محاصره می کنند و بعضی ها برای دستگیری شما شما را از پشت می گیرند. ولی اگر کاری نکنید بیشتر هواسشان به زندگی خود و مشکلات روزمره ای که دارند هست. ولی در مقابل نگهبانان به همه شک دارند و کوچکترین مسائل آنها را به شک وا می دارد دیگر شما شماره 47 نیستید که لباس دشمنان خود را برای راحت رسیدن به هدف بپوشید شما با همان لباس اولیه باید هدف اصلی برسید که این کار را برای شما بسیار سخت می کند.شما نباید در موقع نامناسب اسلحه خود را در بیاورید شما در کوتاه ترین مدت باید فکر کنید و تصمیم بگیرید به مقصد برسید نزدیک شوید اسلحه را کشیده کشته و فرار کنید در غیر این صورت کار شما با این هوشی که دشمنان شما دارد سخت خواهد بود.البته نمی شه گفت هر فردی فکر خاص خود را دارد ولی برای اولین بار در بازی های کامپیوتری فکر ها در یک صحنه بیش از 100 مورد هستند یعنی افراد فکرهای متفاوتی را از شما در ذهن می پرورانند درست مثل واقعیت که هر کس نظر خود را دارد شخصی شما را قهرمان و شخصی شما را قاتل و جانی می داند.حتی شما در بالای پشتبان ها هم از دید مردم به دور نیستید مردم به گونه ای طراحی شده اند که چیزی را از قلم نندازند اگه شما را در بالای بلندی ببینید به تماشای شما می پردازند که این بسیار جالب است.ولی برخی از مردم دیگر به فکر دیدن بالای سر خود نیستند؟؟؟(تفاوت فکری)
-
مردم
مردم در حرکت ،جنب و جوش هستند هرکس کار خود را دارد ،هیچ چیز از قبل تعیین شده نیست و آنها با هوش مصنوعی که سازندگان به آنها دادند عمل اتوماتیک خود را ایفا می کنند هوشی که همون طور که در بالا گفت یکی از برترین قسمت بازی به حساب می آید هوش مصنوعی در این اتوماتیک بودن تاثیر به سزایی را می گذارد و همه چیز را برخلاف بسیاری از بازی ها به دست خود مردم(کامپیوتر) سپارده است(اگر در بازی هیتمن دیده باشید همه چیز از قبل تعیین شده است یعنی شما می دانید چه کسی و کی و کجا هست پس به راحتی می توانید با کمی دقت بازی را به اتمام برسانید ولی در یان بازی ماجرا کاملا متفاوت است)مردم بخش مهمی از بازی هستند که با دقت و فکر می توانید به نفع احسند از آنها استفاده کنید ولی شاید با یک اشتباه نه تنها از آن استفاده کرده بلکه آنها را بر ضد خود بشورانید.در گرافیک مردم سعی شده کوچکترین جزئیات گرافیکی استفاده شود.و سعی شده هر فردی با فرد دیگر قیافه و لباس متفاوتی را داشته باشد چیزی که در واقعیت مسئله ای عادی است ولی در بازی بسیار فوقالعاده استو برای اولین بار در یک بازی کامپیوتری اجرا می شود.
-
حیوانات
بله در بازی حیواناتی هم وجود دارد به جز اسب که یکی از مهمترین وسایل نقلیه شما به حساب می آید پرندگان مختلفی هم به صورت واقع گرایانه در بازی وجود دارد . از عقاب تا حیوانات دیگر که به زیبایی در بازی قرار گرفته شده است.شاید حیوانات بر روی گیم پلی تاثیری ندارند ولی بر روی زیبایی و واقع گرایانه تر شدن بازی تاثیر بسزایی دارند. در حیوانات سعی شده که باز به جزئیات توجه شود و تا می توانند آنها را واقعی تر و زیباتر درست کنند و حتی به آنها جان و بعد هم بدهند یعنی حتی شما می توانید آنها را بکشید . در مورد بیابان ها که ایا موجوداتی درون آنجا ها هست یا نه هنوز چیزی مشخص نیست ولی چیزی که معلوم هست بازی که به این زیبایی تا اینجا به جزئیات بازی توجه کرده حتما باید به این جزئیات و ریزه کاریها هم توجه لازم را داشته باشد ولی هنوز تا عرضه بازی هیچ چیز معلوم نیست.
-
فیزیک و بعد
فیزیک فوق العاده است و همه چیز را اهاطه کرده است . از کوچکترین چیز ها را می توانید با استفاده از شمشیر و یا تیر کمان تخریب کنید از بشکه های گوشه خیابان گرفته شده و یا حتی گاری میوه فروش را می توانید از پیش رو بردارید حتی جای شمشیر شما روی دیوارها هم خط می گذارد و تا همیشه باقی می ماند جنازه ها بعد از مردن غیب نمی شوند و شما می توانید آنها را جا به جا کنید و شاید تا ساعت ها اگر در آنجا باشید به هیچ عنوان غیب نشود.شما به زیبایی از بین مردم عبور می کنید و این بعد عالی را می رساند شما با گذاشتن دست بر روی بدن مردم به آرومی از کنار آنها می گذرید. پس به هیچ عنوان مانند بازی های دیگر شما نباید منتظر این باشید که از میان بدن مردم عبور کنید چون بعد و فیزیک جلوی شما را خواهد گرفت.
-
گرافیک بازی
خوب می رسیم به یکی از قسمت های بازی که باید به آن احسند گفت ، سازندگان بازی به قدری روی این قسمت وقت گذاشتند و کار کردند که حتی گره تناب موجود در نبردبان ها هم از یاد نبردند ، سازندگان به قدری هوشیار کار کردند که باید آنها تحسین کرد .حتی می توان گفت بر روی یک بشکه که گوشه یک خیابان افتاده است هم کار بسیاری شده است ، حتی برای نابودی آن هم برنامه ریزی شده است که چیزی غیر واقعی به نظر نرسد.خانه ها همه متنوع هستند و در درون آنها هم طراحی های زیادی شده است.حتی نمی توان یک چوب را با یک چوب دیگر شبیه دانست همه چیز متفاوت و واقعی گرایانه. سنگ فرش های شهر به زیبایی درست شده است و حالتی مسطح و یک نواخت را در آن هر گز نخواهید دید حتی سنگ فرش ها هم در جای جای شهر متفاوت و در برخی قسمت ها حتی خراب شده اند.حالت شب و روز و غروب و طلوع آفتاب به زیبایی درست شده است.
همه چیز سایه دارد چون فیزیک دارد از کوچکترین چیزی که بر روی زمین افتاده شده و تا حتی خود دیوارها و همه همه سایه دار هستند.
-
صداگذاری
بر روی صداگذاری وقت زیادی گذاشته شده است از صدای آب یک حوض وسط یک شهر گرفته تا هر چیزی که درون شهر می بینید از روی واقعیت صدابرداری شده است که بسیار جالب است .صداهای خوردن شمشیرهای باعالیاج مختلف متفاوت است که این یک صداگذاری فوقالعاده را پیش روی شما می گذارد. صدای افراد مختلف باز هم متفاوت است که برای این کار از افراد زیادی دعوت شده است .صدای قدم های شما روی هر چیزی طبق بعد، فاصله ، مسیر باد متفاوت است .پس چیز مشابهی را از ظنر صدا گذاری نخواهید شنید مثلا ضربه خوردن یک تیر کمان از فاصله نزدیک با دور کاملا متفاوت طراحی شده است.آهنگ های بازی نیز زیبا و متناسب به حال و هوای مخفی کاری بازی است .
-
کنسول ها
بازی اول بود فقط برای پلی استیشن 3 بیاید ولی یوبیسافت یاز هم پی سی باز ها را خوشحال کرد بعد از بازی اسپلینتر سل5(پیش نمایششو اینجا بخونید) را اعلام کرد هم برای پی سی و هم برای ایکس باکس360 می آید این بار هم با پی سی بازها بود و آنها را شاد کرد.پس منتظر این بازی در پی سی خود باشید.
- استاد بزرگ پیتر مور در اقدامی غیر منتظره از سمت خود در مایکروسافت (معاونت بخش سرگرمی ها) استعفا داد و به به ریاست EA SPORT رسید تا دیگر برای هیچ جبهه ای مبارزه نکند.
- بلاخره پس از ماه ها انتظار از بازی متال گیر چهار رونمایی شد. کوجیما حدود بیست دقیقه با PS3 این بازی را اجرا کرد همچین روباتی نیز به بازی اضافه شده که اسنیک آن را از راه دور کنترل می کند.
- پس از موفقیت بسیار زیاد فارکرای سازنده ها تصمیم گرفته اند که شماره ی دوم بازی را نیز بسازند البته این بار بازی را همان استدیوی قبلی نمی سازد و کار ساخت بازی بر عهده ی استدیوی مونت رئال یوبی می باشد.
